|
♥ تـــــــــــسلیت قلــب صــبورم اون دیـگه دوســت نــداره ♥
|

اخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی
چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی
تو اینــــجا .... من انـــــجا .....نیمکت های دنیــــا را چه بد چیده اند
محبت تنها هدیه ای است که آن را تا بحال بسته بندی نکرده ام
و آن را با شاخه گلی زیبا به تو تقدیم میکنم تا یادبودی باشد از من
ای بهترین بهترین ها

مــــا به دنــــیـــا آمــــدیــــم امــــا دنـــیـــا به ما نیامـــد
نه به دیروزهایی که بودی
فکر میکنم!
نه به فرداهایی که شاید بیایی !
میخواهم امروز را زندگی کنم
خواستی باش !نخواستی نباش...!

ظرفیت باور من به اندازه
همه دنیاســت
تــو دروغــــت را بــــــــگو
لحظه های ناب کودکیم در پیچ و تاب زمان گم شد
دوســـتـــانــــم را روزگــــــــار گــــــرفـــــت
عشــــقـــم را عـــاشــــق دیگری ربود
خــــــدایـــم را خــــدا کــــــشت
ما ماندیم و سیگاری کنج لب
و تلخی چای بی قند
و خش خش برگهای زرد

و یکی یکی از خدا بخواه
خدا یادش نمیره
ولی تو یادت میره
چیزی را که الان داری
آرزوی دیروزته
| . |

خــــدايــــا !بــــــشــــكــــن ايــــن ايــــــيـــنــــه هـــا را
كــــه مـــن از ديــــدن ايــــيـــنــــه ســـــيــــرم
مـــرا روي خـــوشــــي از زنـــدگي نيست
ولـــي از زنــــده مــــانـــدن ناگزيرم
خداوندا !خطا گفتم ببخشاي

تــــوبـــــر مـن سينه اي بــــي كـــيـــنــــه دادي
مــــرا هــــمـــراه روي نــــــا خــــوشـــايــند
دلــــي روشـــنــتـــر از ايــــيـــنـــه دادي
مـــرا صورت پرســــتان خــوار دارند
ولي سيرت پرستان مي ستايند
بــــه بزم پاك جانان نهم پاي
در دل را برويم مي گشايند
..................................
ميـــــــــان ســـــيــــــــــــرت وصــــــــورت خــــــــــــدايا !
دل زيـــــــبـــــــا بـــــه از رخــــســــار زيــــبــــاست
بـــــپــــــاس ســــــيـــــرت زيــــــبــــا ، كريما
دلم بـــــر زشـــــتي صورت شكيبا ست
دیدنت دشوار است
من ساده که
خلاف جهت آب شنا کردن را
مثل یک معجزه باور دارم
می کشم آخرین دانه کبریتم را
در ره باد
به امیدت
هر چه بادا باد!!!!

دلم گرفته آسمون ... نمی تونم گریه کنم ...
شکنجه میشم از خودم ... نمی تونم شکوه کنم ...
انگاری کوه غصه ها " رو سینه ی من اومده ...
آخ داره باورم میشه ... خنده به ما نیومده ... .

روزمرگم خاک را باور کنید ...
جامه ام را خاک و خاکستر کنید ...
پیکرم را غرق در شبنم کنید ...
اشک راشیدا کنید ...
روز مرگم " دوست را دعوت کنید ...
روی قبرم لاله را " پر پر کنید ...
دور قبرم را کمی خلوت کنید ...
رفتنم را دوستان باور کنید ...

زندگی بدون عشق , چون زیستن درتاریکی مطلق است .
"موریس مترلینگ"
زندگی آنقدرها جدی نیست بیایید شوخی را جدی بگیریم .
" اندرومتیوس"
زندگی بدون هدف چرخ زندگی را بدست قضا و قدر سپردن است.
"سنکا"
از آن نترسید که زندگیتان پایان یابد , از آن بترسید که هرگز آغاز نشود.
"امام علی"
زندگی در گذر حادثه هاست ، گاه تلخ است و گهی شیرین است ، دل ما در پس این تلخی و شیرینی ها، صاف و صادق بماند زیباست .
![]()
سلام به همه دوستانی که وارد وبلاگ من میشن
شاید این برای همه شما یه سوال باشه که چرا اپ نمیکنم
درسته ؟؟؟
چون من دیگه نت خیلی کم میام اگر هم بیام برای کارای دانشگاه باشه
یا اینکه بیام نظرها رو تایدد کنم همین
عید رو به همه شما تبریک میگم ، امیدوارم سال خوبی برای همه شما دوستان باشه هر چی از خدا میخواین بهتون بده
چند تا عکس خرگوش گذاشتم دوست داشتید برید ادامه مطلـــــــب ...
سلــــــام عزیزان ![]()
خوبید ؟؟؟

ای روشـــــنایی ســـحر، آفتاب پاک
ای مرز جاودانه نیـــــکی
من با امید وصل نو شــــب را شکــــسته ام
من در هوای عشــــق تــواز شب گذشته ام
بــهتر تو دست پا زده ام در شـــگنج راه
ســـوی تــو پــر زده ام در شـــب

شب های تـــاریک
شـــب های دلتـــنگی
شــــــب های خــــامــــوش
شــــــــــب های زیر چــــتر غـــم
شــــــــــــــــــــــب دلــــــــــگـــــــیـــــــر
شــــــــــــــــــب های زنــــــــــــــــــــــــــــــــدان
شـــــــــــــــــــــــب های زنـــــــــــــجــــــــــــــیــــــر
شـــــــــــــــــــــــــــب های بـــــی فــــانوس مهــــتاب
شــــــــــــــــــــــــــــــب های مـــــــــــــــــــــــــــــــــــرابــــــــــ
شــــــــــــــــــــــــــب های ســـــــــرد بــرگ ریــــــــــزان
شـــــــــــــــــــــــب های درد مردمی در خود گریزان
شــــــــــــــــــــب های پـــشت پرده توی ظلـــمت
شــــــــــــــــب های غــــــــــــــــــربــــــــــــت
شــــــــــــــب های کنج تاریک بدون نور
شـــــــــــب های مجـــــــــــبـــــــــور
شـــــــب های مــــــــــــــــــــرگ
شــــب های بیـــــــــداری
شب های فریـــــاد

تو کیستی ،که من ایــــنگو نه بی تابم ؟؟؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق ،سر گشته ،روی گردابم !
تو در کدام سحر ، بر کدام اسب سفید ؟
تو را کدام خدا ؟
تو از کدام جهانی؟
تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف ؟
تو در کدام چمن ، همراه کدام نسیم ؟؟؟
تو از کدام سبو؟؟
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!
چه کرد با دل من آن نـــگاه شیرین ،آه !!!
مرام پیش نگاهی ،مرام پیش نگاهی!!!!!!
کدام نشانه دویده است از تو در تن من ؟؟؟؟؟
که ذره های وجودم تو را که میبینند ،
به رقص می آیند
سرورد می خوانند !!!!!

حــــــــیف ،،،،
می دانم که دیگه
بر نمی داری از آن خواب گران سرع
تا ببینی
خورد سال سالخورده خویش را
کاین زمان چندان شجاعت یافته ست
تا بگویدد ::::::
««راســـــــتی میـــگفتی ...... ««!!!

قـصه
قـصه مـن و توست
قـصه ی با مـن و بی توست
قـصه ی با تو و بی مـن
من بازنده قصه های بی پایانم
قـصه هایی که کسی شـاید آخـرش
جایی نزدیک کــلاغ ها تسلیم شود
قـصه شاید خودش را ببازد
قـصه خودش را
و صـورتـی شیرینش را
بـــــی تــــو
خــواهـد بــاخت !
...
..
.

گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ
از پشت شیشه، تصویر این شهر، دلگیر همیشه
شهر غریب، دلهای غمگین، هوای بی تو، هوای سنگین
خونه ی بی تو، مثل یه زندون، حیف من و تو، حیف عشقمون
خونه ی بی تـــــــو مثل یه زندون حیف من و تو حیف عشقمون
حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من
عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من
حیف تو بود، حیف تو بود، ای قلب من
...آخر جاده عاشقی تنها شدم
گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ
گفتی پشیمون، گفتم که هرگز
نفس بریده، دستای لرزون
اشک توی چشمام، حیف نگفتم بمون
غم یه عــاشـــق .. غم کمی نیست،
چه فایده از اشـــک وقتی، وقتی کسی نیست
درد یه عاشق، درد کمی نیست،
چه فایده از اشک، وقتی، وقتی کسی نیست
حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من،
عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من
بی تو، مهتاب شبی ، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانة جانم ، گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید